1000 و 20 و 4
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 23:48
یه چیز دیگه در مورد خودم کشف کردم ولی نمیدونم اصلا دونستنش به دردم میخوره یا نه.معمولا تو ارتباط با دیگران و خصوصا کسایی که خیلی ازشون خوشم نمیاد طوری رفتار میکنم که اگه مشکلی پیش اومد هیچ ایرادی نشه ازم گرفت و زبونم کاملا دراز باشه.وقتی شرایط خوب پیش نمیره و مشکلی پیش میاد طرف میبینه هیچ حرف منطقی ...
1000 و 20 و 5
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 23:48
سرعت تغییر مودم اونقدر زیاد شده که اگه ازم بپرسن حالت چطوره میگم الان یا الان؟
1000 و 20 و 6
-
تاریخ: 1401/4/23 ساعت: 23:48
تصور کن افتادی روی دور باطل، حرفایی میزنی و کارایی میکنی که میفهمی مزخرفه ولی دست خودت نیست و باید به شکل غلط ادامه بدی، میگی به هیچی فکر نمیکنم و با هیچکس حرف نمیزنم، همون موقع یه نفر بت پیام میده که میدونه دائم آنلاینی مگه اینکه نت نداشته باشی، کسی هم هست که نمیشه جوابشو ندی، ازت سوالی میپرسه که ب...
900 و 50 و 2
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 20:15
همه آدما یه چیزی دارن به اسم ندای سرکوبگر درونی. وقتی میخوای کاری انجام بدی یا لذتی ببری میاد تو ذهنت و میگه انجامش بدی که چی بشه؟... فکر میکنم دلیل اینکه به هیچی اشتیاق زیاد (نمیدونم چه کلمه ای بهتر
900 و 50 و 3
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 20:15
به دوتا تناقض رسیدم که یکی یادم رفت. اون یکی این که: یه چیزی جایزست و اگه زودتر از موعد بخوام مثل اینه که تلاشمو نکنم و جایزه بگیرم، ولی از طرفی اونقدر برام مهم شده که برای رسیدن به موعد باید داشته با
900 و 50 و 4
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 20:15
امروز که گذشت فردا یه کاریو حتما انجام میدم + چشمام خستست ولی از نظر روحی به یکی دو ساعت مطالعه نیاز دارم. گرسنه هم هستم، ولی فقط حال کالباس خوردن دارم، اونم گرسنه ترم میکنه. نوشته شده توسط بافنده تن در پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ |
900 و 50 و 5
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 20:15
رفتم کاری که میخواستم بکنم کردم و اینطوری شد که اولی 50.6 شد و دومی 7.7 ینی یه چیزی مزخرف تر از دو حالتی که تصور میکردم. نتیجه میگیریم که باید حرفشونو حتی به اون قیمتی که میدونم زیر بذارم و برم تو راهی که خودم صلاح میدونم. حالا یا موفق میشم یا شکست میخورم و به پوچی مطلق میرسم. نوشته شده توسط بافنده ...
900 و 50 و 6
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 20:15
امروز (جمعه) یه جورایی چند روز بود. چندتا از کارایی که حالمو خراب میکنه تو همین یکی دو روز اخیر انجام دادم و حالم داشت خراب میشد. ولی برنامههایی ریختم که اینجا هم مینویسم یادم نره: نماز اول وقت ✔
600 و 30
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
اینجا نشستم سرم تو کار خودمه، میبینن حالم خوبه یهو میرن رو اعصابم. وقتی هم که میبینن از عصبانیت دارم میلرزم ساکت میشن.
600 و 30 و 1
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
آمارگیر نشون میده وقتی پست میذارم سریع از لیست وب دوستان میاید اینجا. ینی اینقدر منتظرید بنویسم؟غالبا کنکوری یید حواستون هست؟ برید پی درس و زندگیتون.پی نوشت: یکی اینو باید به خودم بگه -_-
600 و 30 و 2
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
امروز نزدیک بود کارای خاک بر سری کنم -_-دیدم تو فرم بدی ام، دودوتا چهارتا کردم،گفتم چی بت میرسه؟ هیچی.چی از دست میدی؟ همه مواردی که قبلا دیده بودم مرور کردم،سرد شدم و رفتم پی کار و زندگیم.برای اولین بار با عقلم نفسمو سرد کردم.+ هیچی درس نخوندم ولی آرومم. خیلی آروم. عصر ضربان قلبم حدود ۷۲ بود که ینی ...
600 و 30 و 3
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
وقتی تنهام آرامشی دارم که دلم نمیاد ازش بگذرم. ولی اگه بخوام درس بخونم باید از دست دادن این آرامش و تمرکزی که هر لحظه به هم میریزه و باید جمعش کنم و باعث میشه درس 40 دقیقه رو توی 4 ساعت بخونم تحمل کنم. منم نمیخوام اون وضعو تحمل کنم. کافیه 3 ساعت با اون وضع درس بخونم؛ بعدش سه روز براحتی میخوابم بدون ...
600 و 30 و 4
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
میخوام ناله ننویسم ولی حس میکنم حرفایی مینویسم که گفتنی نیست و نوشتنش درست نیست. هر کسی این حرفا رو نمینویسه+ یکی میگفت خوشم میاد یخورده نسبت به بقیه حیا داری! من حیا دارم؟؟اونایی که میدونن کی ام پستای بیشتری ازم خوندن ولی اینجا هم خیلی کم بار!! نیست.
600 و 30 و 6
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
یه نفر یه روز گفت بشین فکر کن درمورد خودت.این روزا تونستم درمورد خودم فکر کنم. به نتیجه هم رسیدم.فهمیدم به پوچی رسیدم و هیچی از زندگی نمیخوام.فقط یه چیز درگیرم کرده: چرا وجود دارم؟ وجودم چه فایده ای داره؟ خدا که نیازی به من که هیچی نیستم نداره، خودمم که اگه نبودم نبودم دیگه چیزی که نیست بحث نداره.ول...
600 و 30 و 7
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
آرومم.خیلی آروم.ضربان قلبم از 84 رسیده بود به 72،امروز رسیده به 68.خوردنی هایی که معتادشون بودم هست ولی نخوردم.فکر کنم یکی دو هفته دیگه همینطوری ادامه بدم تموم میشه دیگه -_-میگن دوچرختو بردار برو یه د
600 و 30 و 8
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:02
میلی به غذا نداشتم. غذا خوردن و نگاهشونم نکردم. غذای محلی بود که معمولا انگشتامو هم باش میخورم با اینکه سرخ کردنیه و کلا نمیتونم راحت بخورم. خوردن و تموم شد، یه مقدار برام گذاشتن روی بخاری، بوش هی می اومد. بویاییم ضعیفه ولی بوشو بشدت حس میکردم. شکمم که از دیشب خالی بود داشت بم فشار میاورد. حمله کردم...
500 و 70 و 9
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:20
امروز رفتم یه جایی برای اولین بار لیست علائم کرونا رو دیدم(قبلش جسته گریخته[قید رو درست استفاده کردم؟] دیده بودم) حس میکنم علائم رو دارم. چشم درد، سردرد، گلودرد، ضعف بدن ندارم ولی اگه بش فکر کنم اونو هم میگیرم. اگه کرونا گرفتم مقداری نماز قضا دارم یکی بخونه -_-+ خیلی دارم پست میذارم -_- اگه بیشتر از...
500 و 80
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:20
علائم کرونا توهمی بیش نبود. دیشب بعد از چند شب خوابیدن روی پتوی تا خورده سفت، دوباره سرمو روی بالشت نرم گذاشتم و برای همین پس سرم درد داشت. تا شب بهتر شدم. الان هم براحتی خوابم نمیبره با بالشت نرم. اگه همینطور ادامه بدم امشب گرسنه میشم و شب های بعد ساعت خوابم جغدی میشه -_-
500 و 80 و 1
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:20
امروز ۵ نفر ۶ صفحه از وبمو دیدن و ۷ نفر آنلاینن. زیبا نیست؟...اومدم بنویسم که عاقا من بخوام آزمون فردا رو بپیچونم کیو باید ببینم؟ :/ همون ساعت میخوام برم یه جای دیگه که البته اونجا هم نمیدونم بعلت کرونا تعطیله یا نه :/
500 و 80 و 2
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:20
البته یه راهکاری داره. اولین روز که حوزه آزمون جابجا شده بود من ده و ربع و رسیدم و تا یازده و نیم ۱۰۰ تا سوال پر کردم. فردا هم میتونم توی ۲ ساعت تعدادی سوال جواب بدم، بعدش پاشم برم بیرون، اینطوری هم با خونواده تو صلحم و هم میتونم سری به اونجایی بزنم که بعید نیست تعطیل باشه.الانم بنظرم بخوابم.. تو سب...